تبلیغات
مدیریت کارآمد - نقد هابرماس بر تكنولوژی/ معیاری برای جامعه مدرن
 
مدیریت کارآمد
کارایی و اثربخشی
درباره وبلاگ


حمیدمظاهری راد فعالترین وبلاگ نویس تبریزی با یکصد وب سایت در زمینه های مدیریتی سیاسی ادبی فرهنگی هنری ورزشی علمی اجتماعی تاریخی عرفانی گردشگری و...

مدیر وبلاگ : حمید مظاهری راد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

یورگن هابرماس از اعضای برجسته مكتب فرانكفورت است. او را می توان آخرین بازمانده این مكتب هم به حساب آورد كه اندیشه انتقادی با او به اوج پیشرفت خود رسیده است.


از نظر هابرماس انسان ها بیشتر و بیشتر تابع محدودیت های الزامی پیشرفت های تكنولوژیك می شوند، البته از نظر او هرگز امكان رها شدن از فناوری وجود ندارد و نمی توان از امكانات شگرف آن چشم فرو بست، اما با این حال پیشرفت تكنولوژیك صرفا یك جنبه از هستی ما را شكل می دهد. جنبه مهم دیگر همان روابط میان افراد است. آنچه برای این جنبه میان اندیشه ای وجود دارد، گفتگو و تعامل فكری میان افراد به جای دستكاری تكنیكی است. ما از طریق زبان می توانیم خواست و علایق خود را در جمع مطرح كنیم و با یكدیگر بر سر آن به چانه زنی وگفتگو بپردازیم و آن گاه به عنوان یك جامعه بر سر اهدافی كه باید مدنظر قرار دهیم به اشتراك برسیم.
    از نظر هابرماس، فناوری هرگز فی نفسه مشكل نیست، بلكه گسترش غلط نوع ارتباط تكنولوژیك كه ارتباط میان انسان و طبیعت را تعریف می كند به حیطه روابط میان انسان هاست كه مخاطره آمیز می نماید. لاجرم با گسترش تكنیك در سطح روابط اجتماعی آن گاه هر مساله اجتماعی خود را به شكل یك مشكل تكنیكی ظاهر می كند و این موضوع باعث می شود قلمرو میان افراد كه با بحث و گفتگو و توافق شكل می گیرد نیز بدل به یك امر تكنیكی شود. اگرهمه روابط نیز به عنوان تكنیك مطرح شوند، آن گاه واضح است كه قدرت اجتماعی در دستان مدیران تكنیكی و بروكرات می افتد.
    هابرماس معتقد است در جامعه ای كه یك اندیشمند نخبه بروكرات نظم اجتماعی را بدون رجوع به مردم انجام و شكل دهد، جنبه ارتباط میان فردی انكار می شود. شكل انسانی زندگی كردن در یك اجتماع آنگاه نمود می یابد كه ما جنبه ارتباط میان افراد و بحث و گفتگو حول محورهای مختلف را دوباره در شرایط تكنیكی شده معاصر مطرح كنیم. در جامعه آرمانی كه هابرماس از آن سخن می گوید همه معیارها و اهدافی كه شكل گرفته است بر مبنای گفتگو معنا یافته و حول آنها بحث های گسترده در حوزه های مختلف اجتماع انجام شده است و با آگاهی كامل از این ارزش هاست كه می توان فناوری را به مسیر مطلوبی كه به دست آمده است هدایت كرد، اما از نظر هابرماس پیش از هر چیز ما باید ساحت بحث عمومی را دوباره احیاء كنیم، چرا كه پس از تكنیكی شدن و پیشرفت این ساحت به دست فن سالاران، بروكرات از میان رفته است. آنچه هابرماس در فرض بنیادی خود در نقد فناوری مد نظر قرار می دهد آن است كه فناوری هرگز جایگاهی در روابط میان افراد و اندیشه ها ندارد. دستكاری هایی كه به واسطه فناوری انجام می شود می تواند در مواجهه با طبیعت كارساز باشد، اما وقتی این دستكاری ها وارد حوزه های انسانی و نیز روابط میان افراد می شود ایجاد مخاطره می كند. از این منظر بی شك فناوری جدید كه كاملاوارد حوزه های انسانی و روابط میان افراد شده است، تنها وضعیت فعلی را تراژیك تر می كند.


 به زعم هابرماس نیاز به مشروعیت یا خلامشروعیت مهم ترین مساله جامعه مدرن است. این بحران در جامعه سرمایه داری از طریق دگرگونی در ساخت طبقاتی و رابطه دولت با سرمایه قابل حل است. وی معتقد است در جهان معاصر، عقلانیت به گونه ای برابر در 2 سطح عقلانیت نظام اجتماعی (جامعه) و عقلانیت زیست جهان رشد نكرده است، زیرا نظام اجتماعی سریع تر از زیست جهان عقلانی شده است. در نتیجه زیست جهان تحت چیرگی یك نظام اجتماعی عقلانی شده درآمده است. براثر همین وضع، زندگی روزانه، دچار فقر و جهان زندگی بیش از پیش بی مایه شده است. به نظر هابرماس راه حل این قضیه در رهایی جهان اجتماعی از چنگ استعمار نهفته است تا از این طریق جهان اجتماعی بتواند به شیوه های مناسب خود عقلانی شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 16 آبان 1389
حمید مظاهری راد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر