تبلیغات
مدیریت کارآمد - جهانی شدن از منظر مکاتب فکری
 
مدیریت کارآمد
کارایی و اثربخشی
درباره وبلاگ


حمیدمظاهری راد فعالترین وبلاگ نویس تبریزی با یکصد وب سایت در زمینه های مدیریتی سیاسی ادبی فرهنگی هنری ورزشی علمی اجتماعی تاریخی عرفانی گردشگری و...

مدیر وبلاگ : حمید مظاهری راد
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جهانی شدن،دنیا را کوچک اما مهیج و پر تنش نموده است.امروزه به مدد جهانی شدن اطلاعات ، هر کسی همه چیزی را می بییند و می داند و همین امر خود باعث دور شدن انسانها  می شود .بی آنکه تمایلی برای همجواری و نزدیکی صورت گیرد.

تامیلسون می گوید: فرهنگ جهانی شده ای که ما هم اکنون با آن مواجه هستیم ، یک فرهنگ جهانی نا کجا آبادی نیست ، فرهنگی نیست که از جمع بین تجارب و نیازهای بشریت حاصل آمده باشد. حتی بصورت یکسانی از گونه های فرهنگی موجود نیز تغذیه نمی کند... بلکه حاکم گشتن یکی از گونه های فرهنگی است که از توان بیشتری برخوردار است.

در این نوشتار با اشاره بر بازیگر اصلی جهانی شدن(رسانه)وتاثیر آن بر فرهنگ سعی در تبیین دنیای جهانی شده ای بر می آییم که به تعبیر رپینگ می توان از آن به رسانه ای شدن زندگی یاد کرد آنچنان  که جان تامپسون در کتاب "ایدئولوژی و فرهنگ مدرن" رسانه ای شدن را مهمترین فرآیند تحول فرهنگ معاصر می داند. بدون تردید رسانه هااز باز نمایی و توسعه و تسهیل ارتباطات وتسریع گردش اطلاعات نقش و تاثیر مهمی در فرهنگ معاصر ایفا می کنند.

مفهوم جهانی شدن

امروزه در مورد مفهوم جهانی شدن اتفاق نظر چندانی وجود ندارد و برداشتهای متفاوتی از آن ارائه می شود. لذا برخی از صاحبنظران مدعی اند که اصطلاح جهانی شدن یکی از اصطلاحات مبهم دهه های آخر قرن بیستم است. اصطلاحی که بسیار بکار می رود ولی هنوزتعریف مشخصی از آن ارائه نشده است. آنتونی گیدنز، جامعه شناس انگلیسی، خاطر نشان می کند که فهم این اصطلاحات به ندرت صورت می گیرد. برخی دیگر از نویسندگان معتقدند که اصطلاح جهانی شدن هیچ معنایی ندارد و یا اینکه صرفا نام جدیدی است بر پدیده هایی که از قبل وجود داشته است.

البته کسانی هم هستندکه اصطلاح جهانی شدن را در درون حوزه هایش مقوله ای برای حال یا گذشته نمی دانند. بلکه آن را صرفا راجع به آینده پیش بینی می کنند یعنی در آینده و درسطح جهانی تحولاتی رخ خواهد داد که مفهوم جهانی شدن را محقق خواهد ساخت. با این اوصاف وضعیت حاکم بر جوامع می تواند با دلایلی گوناگون نشان از جهانی شدن را خبر دهد. جهانی شدنی که رسانه ها نقش ممتازی دارند و فرهنگ محتوایی(کالایی)است که توسط آنها مضمحل می شود یا در سطح جهانی پخش می گردد.

تعریف جهانی شدن

مک گرو در خصوص جهانی شدن معتقد است: افزایش شمار پیوندها و ارتباطات متقابلی که فراتر از دولتها و فراتر از جوامع دامن می گسترند و نظام جدید جهانی را می سازند. جهانی شدن به فرآیندی اطلاق می شود که از طریق آن حوادث، تصمیمات و فعالیتهای یک بخش از جهان میتواند نتایج مهمی برای افراد و جوامع در بخش های دور کره زمین دربرداشته باشد.

فرهنگ و جهانی شدن

جهانی شدن تاثیرات زیادی در تمامی عرصه های زندگی انسانها دارد از جمله عرصه های سیاسی و اقتصادی، اما بیشترین تاثیر آن روی فرهنگ است.

والرشتاین واضع نظریه جهانی شدن معتقد است که جهانی شدن فرهنگی به معنای سیطره فرهنگ غرب بر دیگر فرهنگهاست که به دوگانگی فرهنگی در جنوب منجر خواهد شد

بنابراین از نظر منتقدین به فرایند جهانی شدن فرهنگ، جهانی سازی منجر به ادغام فرهنگی جوامع در حال توسعه و استحاله الگوهای فرهنگی آنها خواهد شد که با توجه به تفاوتهای زبانی، دینی و قومی در این جوامع و برتری الگوهای اقتصادی و فرهنگ غالب غرب بر خرده فرهنگهای کشورهای چند قومیتی ممکن است به تجزیه بسیاری از کشورهای جهان سوم منجر شود. هم چنین به عقیده آنها واقعیت این است که حتی تلاش برای تطابق فرهنگی و تفسیرهای گوناگون از پدیده های فرهنگی غربی در مناطق متعدد جهان، بیشتر نشان دهنده شکاف دهشتناک بین فرهنگهاست تا نشان دهنده همگرایی فرهنگی. در واقع هیچ گاه نمی توان از این طریق فرهنگی جهانی بوجود آورد بلکه فقط می توان به عمق شکاف میان فرهنگها پی برد.

آدورنو و هورکهایمر پا را فراتر گذاشته و معتقدند: در عصر جهانی شدن، فرهنگ به صنعت تبدیل می شود و صنایع فرهنگی شکل می گیرد. آنها تکرار از طریق رسانه ها را عامل اصلی تبدیل فرهنگ به فرهنگ توده می دانند.

آنها معتقدند: صنعت فرهنگ سازی تصعید نمی کند بلکه سرکوب می کند این صنعت با به نمایش گذاشتن موضوعات میل، سینه های درشت در عرق گیری چسبان یا نیم تنه قهرمان ورزشی ، صرفا موجب تحریک لذات مقدماتی تصعید نشده ای می شوند که محرومیت دائمی از مدتها پیش آنها را در یک نمود جعلی مازوخیستی فرو کاسته است، عشق تا مرتبه داستان عشقی تنزل می یابد و پس از نزول، بسیاری از چیزها مجاز شمرده می شوند. حتی آزادی جنسی در مقام محصول ویژه ای که بازار خوبی دارد واجد سهمیه خاص خود است و مزین به علامت تجاری ((جسورانه))می باشد. در این بازی یکطرفه رسانه نقش اصلی را ایفا می کند.

رسانه ها و جهانی شدن

درباره گسترش و توسعه وسایل ارتباط جمعی و مسایل و عواقب ناشی از آن سه نظریه عمده وجود دارد:

1-   دیدگاه لیبرالیستی 2- دیدگاه مارکسیستی 3- دیدگاه پست مدرنیستی

دیدگاه لیبرالیستی

لیبرالیستها اعتقاد دارند که گسترش رسانه های جمعی، نه تنها کنترل زندگی انسانها را بیشتر نخواهد کرد بلکه زمینه های قدرت یابی انسانها را در برابر دولت و سازمانها بیشتر خواهد کرد. آنها با تاکید بر رکن چهارم بودن رسانه ها معتقدند که در فرایند جهانی سازی رسانه های جمعی یک نوع آگاهی جهانی نسبت به ارزشهای مشترک بشری و عمدتا ارزشهای لیبرال پدیدار خواهد شد و این امر نیز زمینه های رشد دمکراسی را در جوامع دیگر تقویت خواهد کرد. لیبرالها در زمینه رسانه ها به قانون عرضه و تقاضا اعتقاد دارند و از این رو معتقدند که تا حد ممکن باید شیوه اطلاع رسانی مفید و جاذب باشد تا بتواند مخاطب بیشتری را به خود جلب کند.

از نظر لیبرالها، یکی از مبانی اصلی تقویت کننده جامعه مدنی، رسانه ها هستند و برای گسترش این جامعه، دولت باید تا حد ممکن از دخالت در کار رسانه ها اجتناب کند. رسانه ها چشم بینای ملت هستند و با انتقادات خود حکومتها را متوجه اشتباهات و ناکارآمدیهای موجود  می کنند و باعث افزایش همگرایی میان مردم و حکومتها می شوند.

دیدگاه مارکسیستی

نظریه های مارکسیستی رسانه ها، جامعه سرمایه داری معاصر را تصویر می کنند که در آن وضعیت سلطه طبقاتی به شدت حاکم و آشکار است. به رغم آنها، رسانه ها عامل اصلی استیضاح یا صدا زدن جریانی که از طریق آن موضوعات بارز یک فرهنگ در رسانه های   توده وار مانند فیلم، تلویزیون، مجلات عامه پسند، تبلیغات تجاری و ... ، مخاطبان را وادار می سازد تا ایدئولوژی موجود را بپذیرند و آن را در وجود خویش نهادینه کنند، بشمار می آیند.

نظریات مارکسیستی نسبت به جهانی شدن رسانه ها بدبینانه است. آنها رسانه های جمعی را تحت سلطه طبقه سرمایه داری می دانند که نمی توانند آزادانه دیدگاهها و افکار خود را بیان دارند. آنچه رسانه ها تبلیغ می کنند، چیزی جز خواسته های سرمایه داری و طبقه حاکم نیست. از همین رو معتقدند که آزادی رسانه ها شعاری بیش نیست.

دیدگاه پست مدرنیستی

اندیشمندان پست مدرنیسم نسبت به جهانی شدن دیدگاه خوش بینانه ای ندارند و درباره استقلال و خودمختاری رسانه های جمعی با شک و تردید نگاه می کنند و این شک و تردید درباره تلویزیون بیشتر از سایر رسانه هاست. آنان با تاکیدی که بر نمادها و نشانه ها دارند، معتقدند تلویزیون با تکرار نشانه ها به آنها مفاهیمی خاص می بخشد همچنین نشانه های تلویزیون مکررا در همه جا تبلیغ می شوند. عکس هنرپیشه ها و بازیگران سینما، ستاره های ورزشی و ... همه و همه ذهنیتی ایجاد می کنند که فرد در خود از آنها اسطوره می سازد.

ژان بودریار صاحبنظر مشهور پست مدرن درباره رسانه ها معتقد است گسترش رسانه ها و تقویت فناوری ارتباطی، جهانی را بوجود می آورد که در آن تشخیص واقعیت از آنچه که واقعی نیست، ناممکن است. از همین روانسانها در یک جامعه پست مدرن، نه با واقعیتها که با فراواقعیتها مواجهند. وی معتقد است که رسانه ها اطلاعاتی بیش از حد ارایه می کنند و این کار چنان صورت می گیرد که مخاطبان را در پاسخگویی باز می دارد. وی در ادامه می گوید که امروز توده ها راهی برای تخریب رسانه ها یافته اند و آن همانا استراتژی سکوت یا انفعال است. بودریار معتقد است که امروزه در عصر رسانه ها تحریف جای حقیقت را گرفته و دنیای حقیقی در حد صفحه تلویزیون تقلیل پیدا کرده است.

بودریار بر این اعتقاد است که فرهنگ رسانه های جمعی الکترونیک معانی واقعی را زیر و رو کرده است پس از سیطره فرهنگ رسانه ها دیگر با واقعیت سروکار نداریم آنچه را که می بینیم چیزی است که از خود واقعیت واقعی تر است یعنی با اسمی واقعیت مفرط و متورن رویارو هستیم. در عصر رسانه ها که جهانی شدن را مژده دادند واقعیت جایش را به واقعیت مفرط واگذار کرده است.

واقعیت این است که در عصر رسانه ها با اندیشه ها، تصاویر، صداها، ارزشها و فرهنگهای گوناگون دست کم بصورت بالقوه در دسترس افراد و جهانیان قرار می گیرد. ورود رسانه های سنتی نظیر روزنامه، کتاب، رادیو، تلویزیون به درون شبکه اطلاعاتی و اینترنتی نیز بر بحث جهانی شدن فرهنگ سایه انداخته است. اما نباید آن را به مثابه حذف هویتهای فرهنگی تلقی کرد، در عین حال که باید هوشیارانه و واقع بینانه با مشکلات جامعه جهانی اطلاعاتی روبرو شده و هر کشور و هر منطقه ای از جهان به سهم خود باید در جستجوی راه حلها و ابتکاراتی باشد که از پدیده جهانی شدن در جهت تحولات مثبت و ارایه ارزشهای والای جهانی و بشری متبلور در فرهنگ ملی، محلی و خرده فرهنگها استفاده کند.

کشورهای در حال توسعه به رغم رکود در محتوای فرهنگ رسانه ای خود ناچارند راه گذار به فرهنگ جهانی را طی کنند در غیر این صورت، از فناوریهای ارتباطاتی و اطلاعاتی جدید عقب خواهند ماند و با عقب ماندگی در این امر، توسعه فدای سنت می شود.

پدیده پیچیده جهانی شدن با واکنشهای متفاوت افراد، ملل و فرهنگها روبروست. این پدیده خود محصول حوزه تجارت بین المللی و لیبرالیزه شدن سیاستهای ارتباطی و سیاسی در عصر جهانی است. واکنش ابراز شده در برابر پدیده جهانی شدن که با گسترش بازار فروش محصولات رسانه ای همراه بوده است، به رشد اقتصادی بسیاری از کشورها منجر شده و فرصتهای تجاری جدید پدید آورده است. آینده این فرایند به موازنه موجود بین قوانین ناظر بر توسعه اقتصادی، ادغام ارتباطی و استقلال فرهنگی و نیز رابطه متغیر میان حکومتها، سازمانهای بین المللی، شرکتها و افراد بستگی دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 4 مرداد 1389
حمید مظاهری راد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر